تبليغاتX
tabaroo
my father,s life
 فرهنگ پارسی

ه نام اهورا مزدا
فرهنگ زرتشتی نو کردن و تازه کردن جهان و پویا کردن ارزشهای فرمانروا بر هستی است.

خوانندگان گرامی فرهنگ و ادب فارسی گوهرهای گرانبهای فراوانی از فضائل معنوی در گنجینه ها دارد مانند آزادی و مردی و مهرورزی و بردباری و بخش توازن زندگی(قناعت) و پرهیز از تعصبها و گزافه ها و خشکه مغز اندیشه ها و کوردلیها که باید با ژرف نگری و تیزبینی در بیان گزشته های راست و درست تاریخ گفتار و نوشتار بیان گردد چون گنج خانه های فرهنگو ادب نیز نیاز به خانه تکانی و غبار روبی و زدودن تاراسیتها و گمراهی ها دارد . 
باید کوشید در پرتو چراغ خرد و دانش آن فضائل گمشده یا پنهان مانده را بازیابی کرد و رواج داد تا هویت ملی ما پیوسته جلای شایسته ای داشته باشد. استوارترین پیوند ایرانیان تکیه بر هویت زبان و ادب فارسی و فضائل مینوی فرهنگ سنتی خودمان است . استقلال دراز مدت کشور باستانی ایران در گرو همبستگی ملی و رستاخیز فرهنگی است. باید کوشش همگانی باشد.
پدران و مادران و آموزگاران و دولتمردان میتوانند نیکی ها و ویژکی های فرهنگ کهنسال ما را خوب تر جلوه گر کرده و بکار گیرند چون در این زمان هم تازه و نو است و باید در میان نونهالان و نوجوانان رواج دهند. پیروان و دوستداران آموزش زرتشت باید بدانند که آنچه نشان برجستگی و پیشرفت و بالندگی آنان بوده همین بینش و عرفان راستین و والای آنهاست که به نیاز درد و درمان درست آدمیان پی برده . و کنکاشها برپا نموده . اشوزرتشت دست اندر کار بنیادگزار دینی بود که میخواست همه جهانی و همه زمان و گامی بوده باشد.
اندیشه نیک زرتشتی در را بروی خود بستن و در 4 دیواری خاانه نشستن و به کسی آزار رساندن نیست. دگرگون کردن جهان است( فرشکرد) جهان است نو کردن و تازه کردن و پویا کردن ارزشهای فرمانروا بر هستی است. مهر و مهربانی گستراندن است و دین مزدیسنا را سراسر گیتی گسترش دادن و شکوفا نمودن است . اشوزرتشت در گاتها هات48 چنین سروده است : ای مزدا اهورا اگر دانا و توانائی که پیرو راستی است و بدرستی زندگی میکند و بر پایه دین اهورائی یا از راه مهر دروغ کاری را که از او یاری میجوید به گرمی بپزیرد با خرد خود میتواند او را از گمراهی و تباهی برهاند و به خود شناسی برساند. اما اگر آن توانا به کسی که برای یاری به سوی او آمده است یاری نکند او خود به دام و فریبکار خواهد افتاد. زیرا بر پایه این دین که زرتشت بنیان نهاده است کسی که برای تبه کار بهترین را بخواهد خود تبه کار است.و آنکه راستان را ارجمند بدارد از راستان است زرتشت هیچ گاه نامی از ایران نبرده است نه تنها این بلکه از زادگاه خود هم نامی به میان نبرده است از همین روست که می بینیم هنوز هم زادگاه خود را برخی از آزربایجان و برخی از خراسان بزرگ آنزمان میدانند و گفتگوهای بسیار در میان است میدانید چرا؟ برای اینکه ایران برای او کوچک بود چونکه دینی که او بنیان گزاشته بود سرزمینی قبیله ای و وابسته به یک 

تیره و تبار نبود او دست اندر کار شبان گزاری دینی بود که میخواست همه جهانی و همه زمانی و همگانی باشد. این اندیشمند تکدانه بزرگ تاریخ بسی اندیشه اش ژرفتر از آن بود که در یک روتا یا در یک شهر یا در یک کشور و یا یک قاره بگنجد و سیمرغ وار بالهای ستبرش را بر پهنه و یام جهان و در سراسر تاریخ گسترانیده بود او میخواست و میخواهد ما از خانه هایمان بیرون بیایم او میخواهد ما همواره دیوارها ی تنگ و تيره را فرو ریزیم و دست افشان و پای کوبان و ترانه خوان ترانه های شادی بخش او را بگوش جهانیان برسانیم از آن روست که در بند 7 نخستین سروده خود میگوید, ای مزدا بما توانائی بخش تا پیام تو را به همگان برسانیم و در بند 14 سروده 43 چنین می سراید, ای اهورا مزدا همانگونه که مرد دلیر و توانا به دوست خود شادمانی میرساند تو نیز با شهریاری خود در پرتو راستی به پیروان من شادمانی ارزانی دار. من بپا خواهم خواست همراه با همه آنهائی که سراینده سخن اندیشه برانگیز تو هستند پشتیبان آموزشهای تو خواهم بود. فرهنگ مزدیسنا یعنی فرهنگ و دین زرتشت که در (گاتها) این فرهنگ و دین کوشش و کار و شادی است که ساختارش بر آفرینش و تلاش و گسترش و شادیها و آرامشها ست فرهنگ دین زرتشتی فرهنگ جهانی است و به آسایش و خوشی و سامان بخشی در این جهان ارج مینهد وبر بنیاد چنین فرهنگی مردم در این جهان خاکی باید با کار و کوشش و منش نیک و کردار درست و دادگری از داده های اهورایی بهره گیرند تا بتوانند در آسایش و آرامش زیست کنند


|+| نوشته شده توسط deljoo در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390  |
 فرهنگ پارسی

به نام اهورا مزدا
فرهنگ زرتشتی نو کردن و تازه کردن جهان و پویا کردن ارزشهای فرمانروا بر هستی است.

خوانندگان گرامی فرهنگ و ادب فارسی گوهرهای گرانبهای فراوانی از فضائل معنوی در گنجینه ها دارد مانند آزادی و مردی و مهرورزی و بردباری و بخش توازن زندگی(قناعت) و پرهیز از تعصبها و گزافه ها و خشکه مغز اندیشه ها و کوردلیها که باید با ژرف نگری و تیزبینی در بیان گزشته های راست و درست تاریخ گفتار و نوشتار بیان گردد چون گنج خانه های فرهنگو ادب نیز نیاز به خانه تکانی و غبار روبی و زدودن تاراسیتها و گمراهی ها دارد . 
باید کوشید در پرتو چراغ خرد و دانش آن فضائل گمشده یا پنهان مانده را بازیابی کرد و رواج داد تا هویت ملی ما پیوسته جلای شایسته ای داشته باشد. استوارترین پیوند ایرانیان تکیه بر هویت زبان و ادب فارسی و فضائل مینوی فرهنگ سنتی خودمان است . استقلال دراز مدت کشور باستانی ایران در گرو همبستگی ملی و رستاخیز فرهنگی است. باید کوشش همگانی باشد.
پدران و مادران و آموزگاران و دولتمردان میتوانند نیکی ها و ویژکی های فرهنگ کهنسال ما را خوب تر جلوه گر کرده و بکار گیرند چون در این زمان هم تازه و نو است و باید در میان نونهالان و نوجوانان رواج دهند. پیروان و دوستداران آموزش زرتشت باید بدانند که آنچه نشان برجستگی و پیشرفت و بالندگی آنان بوده همین بینش و عرفان راستین و والای آنهاست که به نیاز درد و درمان درست آدمیان پی برده . و کنکاشها برپا نموده . اشوزرتشت دست اندر کار بنیادگزار دینی بود که میخواست همه جهانی و همه زمان و گامی بوده باشد.
اندیشه نیک زرتشتی در را بروی خود بستن و در 4 دیواری خاانه نشستن و به کسی آزار رساندن نیست. دگرگون کردن جهان است( فرشکرد) جهان است نو کردن و تازه کردن و پویا کردن ارزشهای فرمانروا بر هستی است. مهر و مهربانی گستراندن است و دین مزدیسنا را سراسر گیتی گسترش دادن و شکوفا نمودن است . اشوزرتشت در گاتها هات48 چنین سروده است : ای مزدا اهورا اگر دانا و توانائی که پیرو راستی است و بدرستی زندگی میکند و بر پایه دین اهورائی یا از راه مهر دروغ کاری را که از او یاری میجوید به گرمی بپزیرد با خرد خود میتواند او را از گمراهی و تباهی برهاند و به خود شناسی برساند. اما اگر آن توانا به کسی که برای یاری به سوی او آمده است یاری نکند او خود به دام و فریبکار خواهد افتاد. زیرا بر پایه این دین که زرتشت بنیان نهاده است کسی که برای تبه کار بهترین را بخواهد خود تبه کار است.و آنکه راستان را ارجمند بدارد از راستان است زرتشت هیچ گاه نامی از ایران نبرده است نه تنها این بلکه از زادگاه خود هم نامی به میان نبرده است از همین روست که می بینیم هنوز هم زادگاه خود را برخی از آزربایجان و برخی از خراسان بزرگ آنزمان میدانند و گفتگوهای بسیار در میان است میدانید چرا؟ برای اینکه ایران برای او کوچک بود چونکه دینی که او بنیان گزاشته بود سرزمینی قبیله ای و وابسته به یک 

تیره و تبار نبود او دست اندر کار شبان گزاری دینی بود که میخواست همه جهانی و همه زمانی و همگانی باشد. این اندیشمند تکدانه بزرگ تاریخ بسی اندیشه اش ژرفتر از آن بود که در یک روتا یا در یک شهر یا در یک کشور و یا یک قاره بگنجد و سیمرغ وار بالهای ستبرش را بر پهنه و یام جهان و در سراسر تاریخ گسترانیده بود او میخواست و میخواهد ما از خانه هایمان بیرون بیایم او میخواهد ما همواره دیوارها ی تنگ و تيره را فرو ریزیم و دست افشان و پای کوبان و ترانه خوان ترانه های شادی بخش او را بگوش جهانیان برسانیم از آن روست که در بند 7 نخستین سروده خود میگوید, ای مزدا بما توانائی بخش تا پیام تو را به همگان برسانیم و در بند 14 سروده 43 چنین می سراید, ای اهورا مزدا همانگونه که مرد دلیر و توانا به دوست خود شادمانی میرساند تو نیز با شهریاری خود در پرتو راستی به پیروان من شادمانی ارزانی دار. من بپا خواهم خواست همراه با همه آنهائی که سراینده سخن اندیشه برانگیز تو هستند پشتیبان آموزشهای تو خواهم بود. فرهنگ مزدیسنا یعنی فرهنگ و دین زرتشت که در (گاتها) این فرهنگ و دین کوشش و کار و شادی است که ساختارش بر آفرینش و تلاش و گسترش و شادیها و آرامشها ست فرهنگ دین زرتشتی فرهنگ جهانی است و به آسایش و خوشی و سامان بخشی در این جهان ارج مینهد وبر بنیاد چنین فرهنگی مردم در این جهان خاکی باید با کار و کوشش و منش نیک و کردار درست و دادگری از داده های اهورایی بهره گیرند تا بتوانند در آسایش و آرامش زیست کنند


|+| نوشته شده توسط deljoo در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390  |
 ایمان به پروردگار

من، به هستي خداوند يكتا و پيام‌داريِ اشو زرتشت اسپنتمان بي‌گمانم.
من، آئين بهيِ زرتشتي را برمي‌گزينم كه بهترين راه زندگي را به من نشان مي‌دهد.
انديشه و گفتار و كردار نيك را مي‌ستايم.
آئين زرتشت را مي‌ستايم، كه خواستار آزادگي و آشتي و از‌خود‌گذشتگي و پارسايي و يگانگي است
و آئينی است كه از همه‌ي دينهاي كنوني و آينده بهتر و زيباتر است.
اهورامزدا، خداوند جان و خرد را، سپاسگزارم 
و پيمان مي‌بندم كه بر دين نيك و پاك زرتشتي استوار بمانم. ايدون باد


|+| نوشته شده توسط deljoo در چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390  |
 چکیده

شناسه ایران زرتشتی

نوشتار زير بنام « شناسه ايران زرتشتی » از سوی مرکز زرتشتی کاليفرنيا و شورای فرهنگ ايران بيرون داده شده . ما اين نوشتار مهم را برای رسائی بيشر با تغيرات کوچکی در ايجا مياوريم.

*******
هویت ملی ریشه در فرهنگ و فرهنگ ریشه در تاریخ دارد. فرهنگ هر ملتی مجموعه ایست از اندیشه, گفتار و کردار آن ملت که از دیرگاه و در درازای هزاره‌های تاریخ به گونه نوشتاری یا گفتاری به ما رسیده است. فرهنگ ایران از دو بخش بنیادین ساخته شده است:
1- فرهنگ ایران زرتشتی با پیشینه‌ای (تاریخی) نزدیک به(4000)سال در بر دارنده شش سلسله ایرانی پیشدادیان, کیانیان,مادها، هخامنشیان, اشکانیان و ساسانیان.
2- فرهنگ ایران اسلامی با پیشینه‌ای نزدیک به(1400 ) سال در بردارنده‌ی 89 سلسله که بیشتر آنها ایرانی نیستند

.
فرهنگ ایران زرتشتی
فرهنگ ایران زرتشتی از دو بخش بنیادین و متفاوت دینی و فرهنگ تاریخی
ساخته شده است:
1 - آیین زرتشت که بخش دینی و فلسفی فرهنگ ایران زرتشتی را ساخته مجموعه‌ای از سرود ه های انديشه برانگيز اَشو زرتشت است که بر پایه خرد و جهان بينی اشو زرتشت و تنها در کتابی به نام گات‌ها به یادگار مانده, راه و روش به زیستی انسان و به سازی جهان را بر پایه سه بنیاد خلل ناپذیر و جاودانه‌ی اندیشه نیک, گفتار نیک و کردار نیک پیشنهاد می‌کند.
2 – آداب و رسوم زرتشتیان که بخش تاریخی فرهنگ ایرانی زرتشتی را تشکیل می‌دهد, مجموعه‌ای است که بیشتر بیرون از چارچوب آیین اشو زرتشت و متاثر از شرایط سیاسی, اجتماعی و اقتصادی دوره‌های گوناگون تاریخ چهار هزار ساله پس از اشو زرتشت, توسط افراد متفاوت نوشته شده و در کتاب‌های گوناگون همچون ارداویراف نامه, دینکرد و وندیداد حفظ شده است. بعضی از نوشته‌های این کتاب‌ها در راستا و چندی از آنها بر خلاف آموزش‌های اشوزرتشت در گات‌ها است.
بنابراین باید به آنها از دیدگاه تاریخی نگریست نه از دیدگاه د ینی
.
بر پایه این آگاهي ها، این نوشتار در دو بخش بنیادین دینی (آیین اشو زرتشت) و تاریخی (آداب و رسوم زرتشتیان) تهیه شده, در دسترس دوستداران فرهیخته و ارجمند فرهنگ ایران قرار داده می‌شود تا از آموزش‌های راستین اشو زرتشت آنگونه که هست, آگاه گردند.

ایران و آیین زرتشت
آیین زرتشتی برخاسته از ایران است, بنابراین فرهنگ نیاکان ایرانیان برخاسته از فرهنگ و آیین زرتشتی می‌باشد. از آنجا که این فرهنگ خردگرا و با پیشرفت دانش در جهان امروزی هماهنگی دارد از سده‌های پیشین همواره مورد توجه بوده است و چون با آزاد اندیشی, آزادگی و دموکراسی سازگار است, به ویژه از دهه گذشته بیشتر مورد توجه بسیاری از دانشمندان روشن بین, دولت سالاران و سازمان‌های پیشرفته‌ی جهان قرار گرفته است. امید می‌رود چنین فرهنگی پاسخگوی نیازمندی‌های روز افزون مردمان خردمند و دل آگاه در جهان امروزی باشد.

بنیادهای آیین زرتشت
آیین زرتشتی پیش از آنکه فلسفه‌ی دینی به معنی امروزین آن باشد, نمایانگر راه و روش‌های به زیستی است که بر پایه‌های خرد و معنویت بنیاد گذاشته شده, بازتابنده جهان بینی فرزانه ا‌ی فرهیخته‌ از سرزمین ایران به نام اَشو زرتشت از دودمان اِسپنتمان و از نژاد آریایی است. آموزش‌های این پیام‌آور مهر و راستی برای خوشبختی و پیشرفت و شکوفائی همه‌ی مردم جهان بوده و از آنِ گروه و ملیت ویژه‌ای نیست.

گات‌ها و اوستا
گات‌ها نام سرودهای خردگرا و اندیشه برانگیز اَشو زرتشت و بنیاد دین بهی (زرتشتی) است. نوشتار های دیگر دینی زرتشتیان رویهمرفته فرهنگستانی از دانش و باورهای دینی ایرانیان باستان می‌سازند که اوستا نامیده می‌شود.
بهدین
واژه‌ی بهدین به معنی کسی که بینش درونی (وجدان) نیک دارد. نامی است که در اوستا پیرو اشو زرتشت را با آن خوانده‌اند. از این رو شایسته است که پیروان این آیین (بهدینان) در به سازی جهان و به زیستی مردمان بکوشند. دین بهی, آئين اختیار است نه دین جبر و زور. در این آیین هرکس با خرد و آزاد اندیشی, می‌تواند راه زندگی و یا دین خود را برگزیند. « خرد راهنمای آدمی در انتخاب راه نیک و بد است. » (گات‌ها – هات 31 بند 12)

آموزش‌هاي اشوزرتشت
آموزش‌هاي اشوزرتشت بر پايه‌هاي خرد و انسانيت و بر سه اصل
انديشه نيك، گفتار نيك و كردار نيك بنياد نهاده شده است.
در گات‌ها آمده است:
« راه در جهان يكيست و آن راستي است. پيروي از راستي و درستي بهترين راه زندگاني و خوشبختی است.» (گات‌ها- هات 43 بند 9)

دو نيروي هميستار (متضاد)
در گات‌ها، نيكي و بدي زاييده انديشه‌ آدمي دانسته شده، منش پيش‌برنده و نيك (سپنتا مينو) در برابر منش كاهنده و بد (انگرهه مينو، اهريمن) است. بنابراين نه دو خدايي در آيين زرتشتي جايي دارد و نه اهريمن در برابر اهورامزدا، آفريدگار يگانه‌ بي‌همتا گذاشته شده است. (گات‌ها – هات 30 بندهاي 3، 4 و 5)

اشا يا هنجار هستي
اَشا در بينش اشو زرتشت هنجار (نظم) هستي است. قانوني كه در سراسر آفرينش بر همه هستي‌ها فرمان مي‌راند. بايد دانست كه برهم زدن نظم جهاني، زيان‌هايي به بار خواهد آورد كه نمونه‌اي از آن آلوده ساختن محيط زيست است. خوشبختانه امروزه دانشمندان افزون بر اينكه به وجود قانون اشا پي برده‌اند، راه جلوگيري و چاره بسياري از رويدادهاي ناگوار را كه زيان‌‌هاي جاني و مالي در پي دارند، به مردم نشان داده‌اند. : بايد دانست كه دانشمندان هركدام در زمينه‌ي كاري خود مي‌كوشند تا بخشي از اين هنجار را بشناسند. بنابراين مي‌توان گفت كه اشا دانش كاملي است كه بر جهان فرمانروايي مي‌كند. اگر مردم اين دانش را بيابند و با منش نيك زندگيشان را با آن هماهنگ كنند، به بهترين زندگي دست مي‌يابند: (سرود اشم وهو و گات‌ها هات 28 بند 1)

رسايي وتکامل
برای پرورش و پالايش، روان آدمي بايد گامه‌هايي را بپيمايد تا به پايگاه خرداد(رسايي وكمال معنوي) برسد. اين فرايند پويا بر پايه اصل تكامل ادامه دارد. «پاداش نيكان رسيدن به كمال راستين (خرداد) و نيروي درونی و مينوي (شهريور)است.» (گات‌ها – هات 31 بند 21) ـ « تنها با نيك انديشي (بهمن) ودلي پاك (اسفند) مي‌توان به رسايي و كمال مينوي (خرداد) رسيد.» (گات‌ها – هات 33 بند 5)

آزادي انديشه، اراده وگزينش
آزادي ارزشمند‌ترين داده‌هاي اهورايي به شمار مي‌آيد و هيچكس حق ندارد آنرا از ديگري بگيرد. در گات‌ها، هات 30 بند 2، اشوزرتشت مردم را در گزينش راه آزاد مي‌خواند و آرزو مي‌كند كه مردم به ياري اهورامزدا و با خرد خود در گزينش راه نيك كامياب گردند.

حقوق بشر
آيين زرتشتي مردم را از هر رنگ، نژاد، مليت و ديني كه باشند برابر دانسته و برتري هر كسي را در نيك ‌تر بودن انديشه، گفتار و كردار مي‌داند. در نوشتار‌هاي ديني بارها خرسندي، شادماني و رستگاري مردم در سراسر جهان آرزو شده است. كورش بزرگ با پيروي از آموزش‌هاي اخلاقي و انساني اشو زرتشت نخستین منشور آزادی حقوق بشر را در 2500 سال پيش صادر کرد. «خداوند آزادی را برای مردم آفرید.» (گات‌ها – هات 31 بند 11)

پاسداری از زندگی و جهان
در آیین زرتشتی ارجمندی جایگاه انسان تا جاییست که زنان و مردان نیک در پیشبرد نیکی و پاکی همکار و همیار اهورامزدا دانسته شده‌اند. در دین بهی جهان جایی مقدس و زندگانی ارمغانی اهورایی است. بنابراین شایسته است از جهان و زندگانی به خوبی نگهداری و پاسداری کرده, جهان را آبادتر و چراغ زندگانی را فروزانتر از پیش به آیندگان سپرد. آرمان انسان آبادگردانیدن جهان و خرسند کردن جهانیان (هات 28 بند 1) و در اوج آن رسیدن به خدا و پیوستن به اوست (گات‌ها – هات 45 بند 11) «اهورا مزدا دوست مهربان و یاور همه است.» (گات‌ها – هات 43 بند 14)

برابری زن و مرد
در آیین زرتشتی, زن و مرد برابر و دارای حقوق یکسانند. هرجا که اشوزرتشت با مردم سخن می‌گوید زن و مرد را هر دو با هم یاد می‌کند. در نامه‌های دینی نیز از زنان و مردان نیک و نيک منش هر دو نام برده شده است. (گات‌ها – هات 30 بند2)

شادی و شادکامی
در آیین زرتشتی خداوند جهانِ شادی بخش را آفرید و در پرتو منش پاک و مهرِ (عشق) جهان آفرینِ خود در آن آسایش و آرامش پدید آورد وشادی را برای مردم آفرید. (گات‌ها – هات 44 بند 6)

داریوش بزرگ با آموختن چنین آموزش‌هایی در کتیبه خود می‌نویسد که خدای بزرگ است اهورامزدا که این جهان را آفرید که شادی را برای مردم آفرید. با چنین دانشی, او از اهورامزدا می‌خواهد که کشور را از دروغ و خشکسالی نجات دهد.

ایستادگی در برابر دروغکاران (بدکاران)
در آیین زرتشتی هنگام برخورد با دروغکاران (بدکاران), سفارش شده که نخست با مهر و دوستی آنها را راهنمایی کرد. چنانچه ایشان از رفتار بد خود دست نکشیدند, بایستی به سختی در برابر آنها ایستادگی و مبارزه کرد تا نتوانند آسیب برسانند.« برای پیشبرد راستی باید در برابر دروغکاران ایستادگی کرد.» (گات‌ها – هات 43 بند 13)

تازه کردن, پویایی و نوگرایی
یکی از آموزه‌های دین بهی (زرتشتی) تازه کردن, پویایی و نوگرایی بوده, به نوسازی و تازه گردانیدن جهان سفارش شده است. در این آیین واپس گرایی و ایستایی زشت بوده, نکوهیده می‌شود. در گات‌ها, هات 30 بند 9 آمده است: « باشد تا از از کسانی شویم که این زندگانی را نو و تازه می‌کنند. ای اندیشمندان, ای خردمندان و ای آورندگان خرسندی از راه راستی و درستی بیایید همگی هم رای و همراه با دانش درونی دارای یک آرمان شویم و. آن نوسازی جهان است.»

تقدیر و سرنوشت
در بینش اشوزرتشت هر کسی سرنوشت خود را با اندیشه, گفتار و کردار خویش می‌سازد. اگر چه رفتار آدمی اختیاری است, اما بازتاب آن جبری است که برابر با هنجار آفرینش (اشا) و قانون کنش و واکنش انجام می‌شود.«بهترین زندگی (خوشبختی) و زندگی بد (بدبختی) را هرکسی با دست خویش برای خودش فراهم می‌آورد.» (گات‌ها – هات 31 بند 20)

نگهد اری و نگهبانی از محیط زیست
در هات 32 بند 10 از گات‌ها برای نگهداشت (حفاظت) محیط زیست به عنوان یکی از بایسته‌های دینی بسیار سفارش شده است. در همه نامه‌های دینی زرتشتیان نیز پدیده‌های سودمند و زندگی بخش گرامی داشته شده, پاک نگهداشتن آنها را یکی از بایسته‌های دینی به شمار آورده‌اند. در پایان به این نکته اشاره می‌شود که: پیام اشوزرتشت سرشار ازمهر و امید و شادمانی و خوشبینی است.

|+| نوشته شده توسط deljoo در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389  |
 اندیشه تابناک
هنوز در جهان به بزرگی و بینشمندی زرتشت کسی یافت نمی شود و در هیچ جای جهان مردمی را به فراموشکاری ایرانی از بزرگی خود و ستمی را که به اندیشمندان خود روا داشته اند که خود آنها را خوار کرده است نمیتوان دید .
اینک روز بازشناسی و ارج نهی گنجینه های ماست . چرا زرتشت را دوست داشتم . زمانی که به آمریکا آمده بودم چون با بودن سن بالا توانائی کار کردن نداشتم باین فکر رسیدم که برای سرگرمی روزانه کاری پیدا کنم این بود که به خواندن و پژوهش کتابهای ( مقدس ) سایر ادیان مانند یهودی ، مسیحی ، هندوئی و ... پرداختم و در بین همه آنها دریافتم که پیام زرتشت این آموزگار بزرگ چه اندازه زندگی ساز است و هیچ اندیشه ای به رسائی و والائی و مردمی او یافت نمیشود . همه فلسفه ها و آنین های جهانی باید فرهنگ و رفتار را از ( گاتها ) بیاموزند .
هنگامی که کسی شیفته اندیشه راه و آئین و روشی میشود باید آن را ریشه یابی کند . به فرنودهای ( دلایل ) آن نیز دست بیابد و هیچگاه کورکورانه خود را بآنها نسپارد . زمانی که بیش از پیش من به بررسی و پژوهشگری پیرامون اندیشه زرتشت پرداختم هر چه بیشتر پیش رفتم دریائی بیکران تر روی خود دیدم که هر دم مرا شگفت زده میکرد که امروز به سادگی میتوانم بگویم چرا بیشتر از پیش شیفته زرتشت شدم و به او دل بستم .
دلباختگی ام به او دو فرنود بنیادین دارد :
نخست اینکه آئین مزدیسنا بزرگترین و با شکوهترین ماندگار نیاکان آزاده و کشور کهن سال و باستانی ماست. از اين روست که هر کس خود را ایرانی میداند باید آنرا گرامی بدارد و در راه گسترش و بزرگ داشتن با همه جان و دل بکوشد زیرا از ماست و از گزشتگان سرافراز ماست نه از بیگانگان .
دوم اینکه آموزشهای فرهنگ رفتاری ( اخلاق ) زرتشت در اوج رسائی و والائی است که در هیچ اندیشه دیگری یافت نمیشود . آنچه را که او در چند هزار سال پیش بر زبان آورده در هیچ نوشته و دفتری و سخنی نمیتوان دید او هزاران سال جلوتر از همگان زیسته است.
چیزی است که آدمی را از جانور جدا می سازد و مُهر برتری بردیگر آفریده ها را بر پیشانیش می چسباند . ایرانیان باستان اگر از فرهنگ رفتار نیکی برخوردار بودند و از این رو بر جهان فرمانروائی میکردند برای این بود که از دستورهای زندگی ساز و والای زرتشت پیروی می نمودند و اگر امروز خوار و زبون شده اند برای آن است که به این اندیشه های نیک و بلند پایه پشت کرده اند. به جاست از گفته دکتر ( آدلف راپ ) آلمانی سخنی درباره زرتشت و آئین مزدیسنا بیاورم . این خاورشناس دانشمند اروپائی مینویسد چیزی که در تاریخ ایران بیش از همه دلنشین و گیراست و روان مینوی ایرانیان را در زندگی بافت میدهد چگونگی آموزش و پرورش آنها بوده است که از دوران خردسالی در روان آنان سرچشمه نور و نیک خواهی و نیک گرائی جاری گردیده و آنها را در شاهراه راستی و درستی راهنمائی نموده است تا یک جامعه درست و شایسته و خوب بیافرینند و همگان بتوانند در آینده شایستگی های خود را برای کار گزاریهای بایسته به کشور و مردمش نشان دهند و از دید من نوشته ای که هنوز از شایستگی ها و توانائی و بی همتائی برخوردار است که چنین جامعه ایی را نه تنها در ایران که در جهان بسازد ( گاتها ) که سروده های شور انگیز آسمانی زرتشت میباشد نمیتوان برایش بهائی پیش بینی کرد چون گنجینه نایابی است . ( گاتها) یک نوشته برجسته و ارزشمند و دینی و ادبی نیست . این سرودها سرچشمه زاینده زندگی مینوی و جاودانی آدمیان نیز است . زرتشت یک آموزگار بزرگ جهانی و پیام او جهانی میباشد از این رو همه می توانند آنرا همچون بهترین و برترین نوشته فرهنگ رفتاری بخوانند و در زندگی خویش راهنمای خود قرار دهند و خوشبخت روزگار را بگزرانند بی هیچگونه گزافه گویی و تردید و دو دلی هرکسی از دستورهای زرتشت پیروی نماید درهای فرخندگی و کامیابی و بهروزی و شادکامی را به روی خود میگشاید . بزرگ مردی که از جنگ و کشتار و خونریزی بیزارست و از دروغ و گمراهی روی گردان و از بدی و زشتی گریزان . امید است آنهائی که خواهان نیک بختی و خجستگی های روزافزونند به راه زرتشت که همان اندیشه نیک و گفتار نیک و و کردار نیک و دیگر اندرزهائی که در ( گاتها ) سروده شده است بروند .

|+| نوشته شده توسط deljoo در پنجشنبه بیست و سوم دی 1389  |
 پرسش و پاسخ

 

اهورا مزداخدايی که جهان را بر پايه های خرد آفريد و ابزارهای خوشبختی را به جهانيان ارمغان کرد.

اهورا مزدا:
خدايی که جهان را بر پايه های خرد آفريد و ابزارهای خوشبختی را به جهان ارمغان کرد.

پرسش : اهورا مزدا کيست ؟
پاسخ : اهورا مزدا خدايی يکتا است که برای نخستين بار زرتشت درباره او گفتگو کرد. و ويژه گيهای او را در سروده های خود "گاتها"برای جهانيان بازگو کرد .

پرسش : واژه اهورا مزدا به چه معنی است ؟
پاسخ : اهورا مزدا از سه وازه "اهو" (هستي) ، "را" (بخشنده) و "مزدا" (خرد) درست شده که رویهم رفته يعني "هستی که خرد را ارمغان ميکند" یا بهتر بگوييم " خدایی که پايه های هستی را بر خرد استوار کرده" مي باشد .
فردوسی اين واژه را "خداي خرد" ترجمه کرده است . برای نشان دادن برابر بودن کامل زن و مرد در آيين زرتشت ، "اهورا" از ديدگاه دستور زبان اوستايي نرينه (مذکر) است و "مزدا" مادينه (مونث) ميباشد.
بنابراين بر خلاف خدايان اديان سامي که همگی مرد هستند، خداي ايرانيان ويژه گی مرد و زن را با هم
در خود دارد و اين ويژه گیرا مي توانيم در تمام دستگاه آفرينش که پرتوی از اوست مشاهده کنيم . واژه اهورا مزدا به صورتهای "مزدا اهورا" يا "مزدا" 155 مرتبه در گاتها تکرار شده است .

پرسش : "خرد" چيست؟
پاسخ : "خرد نيروِيي است که هستی آفرين در يکايک انسانها زن و مرد – گزاشته تا بوسيله آن خوب را از بد تميز دهند . بنابراين "خرد" هيج رابطه اي با مدرک و ديپلم و تيترهاي گوناگون ندارد. بدبختانه بيشتر مردمان در اين دنيا از ادامه از رويه نخست
اين نيرو بي خبرند چون آيين ها يا سيستمهای اجتماعي که در آن زندگي ميکنند. اجازه بکاربردن و استفاده از خرد را به آنها نمي دهند و اين نيرو را از همان بچگی در آنها سرکوب و خفه مي کنند.

پرسش : "خوب" چيست و" بد" کدام است ؟
پاسخ : هر چيزی که انسانها ، جانوران و گياهان را بسوی خوشبختي ، آرامش و شکوفايي ببرد "خوب" است. بر عکس هر چيزي که که انسانها ، جانوران و گياهان را بسوی بدبختي ، غمزدگي ، تشويش و خشکی ببرد "بد" است.

پرسش : کسانی که "خردورزی " را ازیادبرده اند جگونه ميتوانند دوباره نيروی خرد را در خود به جريان بيندازند؟
پاسخ: آنها برای به جريان انداختن خرد در درون خود نياز به نيروی ديگری دارند که در آيين زرتشت آنرا "آزادی گزينش" مينامند. تا زمانی که انسان نتواند ميان "خوب" و "بد" آزادانه گزينش کرده "خرد" در زنجير است . نيروی «آزادی گزينش» برای فعال کردن نيروی خرد حتما لازم است. "آزادی گزينش " در دنيای دروني انسان شکل ميگيرد و هيچکس و هيچ نيرويي نميتواند از پيدايش آن جلوگيري کند ، جز خود شخص. چون هيچ کس جز خود آن شخص به دنيای دروني خود راهی ندارد.

پرسش : به جز" خرد" ويژه گيهای ديگر هورا مزدا کدامند؟
پاسخ : به جز" خرد" ويژه گيهای ديگر هورا مزدا عبارتند از : راستی و درستی ، انديشه نيک ، فرمانروايي به دنيای درونی ، آرامش ، رسايي يا تکامل و سرانجام زندگي جاويد است.کساني که ميخواهند در جهان پر از نور اهورا مزدا با او يکتا شوند بايد تمام اين ويژه گيها را در خود پيدا و آميخته کنند.

پرسش :چگونه ميشود این ويژه گيهای اهورايي را پيدا ودر خود آميخته کرد.؟
پاسخ : اگر اين ويژه گيها در جامعه ای بافت سيستم اجتماعي آن را درست کرده باشند ، کودکانی که مانند دوران کورش بزرگ( آنچنان که افلاتون در کتاب "قانون" خود از آن سخن رانده ) در چنين محيطي بزرگ و تربيت ميشوند
بخودی خود اين ويژه گيها را در خود جذب خواهند کرد . ولی برای اکثريت مردمان امروز ، مانند بيشتر ما ، که در جامعه هايي زیست کرده ايم که درست وارون اين ارزشها را بما آموخته اند و فروزه های خدای خرد را در ما سرکوب کرده اند ناگزيريم که از سه گام آموزشي بگزريم .

کورش بزرگ( آنچنان که افلاتون در کتاب "قانون" خود از آن سخن رانده ) در چنين محيطي بزرگ و تربيت ميشوند بخودی خود اين ويژه گيها را در خود جذب خواهند کرد . ولی برای اکثريت مردمان امروز ، مانند بيشتر ما ، که در جامعه هايي زیست کرده ايم که درست وارون اين ارزشها را بما آموخته اند و فروزه های خدای خرد را در ما سرکوب کرده اند ناگزيريم که از سه گام آموزشي بگزريم .

پرسش : اين گامهای آموزشي کدامند؟
پاسخ : اين سه گام، خود شناسی ، خود آزادی و خود آفرینی میباشند. این گامها را من 14 سال پيش در کتاب "هستی نامه" به طور کامل شرح داده ام ، و شيوه عملی آن را بازگو کرده ام ولی در اينجا فقط بگویم که در گام نخست يعنی خودشناسی بايد نيروهای دروني خود را شناسايي کنيم ونيروی اهورايي (مثبت) را از نيروهای اهریمني (منفی)تميز دهيم. زماني که اين نيروهای مثبت و منفی را که در هم آميخته شده و دنيای دروني ما را مغشوش و بينش ما را کور کرده اند به وسیله "خرد" ، شناسايي کرديم ، آنگاه نيروهای مثبت (اهورايي) را گزينش کرده و با اين ابزارهای توانمند نيروهای منفی( اهریمني ) را سرکوب ميکنيم بگونه ای که بتوانيم اندیشه و گفتار خود را با نيروهای اهورايي هم آهنگ کنيم. اين گام را "خود آزادی" ميگويند برای اينکه زنجيرهايي که ما را از پيشرفت و تکامل و رسايي باز می داشت پاره کرده ايم . در این گام ، آنگونه که انديشه میکنیم . زندگي ميکنيم و آنگونه که زندگي ميکنيم ، انديشه ميکنيم . دو گانگي ميان انديشه و کردار از بين ميرود .
زماني که ما در گام نخست نيروی خود را شناختيم ، و در گام دوم زنجيرهاي دروني بازدارنده نيروها را شکستيم،در گام سوم خود را از نو بر پايه های خرد و با بينشی گسترده دوباره می سازيم يعنی دوباره مي آفرينيم.

پرسش : منظورتان از "دوباره مي آفرينيم" چيست؟
پاسخ : در آيين زرتشت نه تنها انسانها در روند آفرينش به اهورا مزدا برای خوشبخت ساختن و جاندارانی که در ان زندگي ميکنند ياری ميدهند ، بلکه خود هم ميتوانند در اين روند یک آفريننده شوند ، يعنی دنيا را تغيير دهند و آنرا از یک حالت به حالت ديگر در آورند يا ويران کننده یا سازنده. اينجا منظور من از "خودآفريدن" يعنی نو کردن ديدگاه خود نسبت به جهان هستي به زندگی ورخدادهای زندگی است.
در آيين زرتشت، ما از زيباترين ديدگاه و زاويه به جهان هستی و به زندگی نگاه ميکنيم. هر چيز را بر پايه های خرد و سازندگی ارزيابی ميکنيم چون ميدانيم که هر چه ما خود را بيشتر به اهورامزدا يعني خداي خرد نزديک کنيم از خرافات و فريب و تاريکي دور ميشويم و هر چه خود را از اهورامزدا دور کنيم بر عکس به خرافات و فريب و تاريکي نزديکتر ميگرديم.
اين دگرگوني ها در جهان درونی (جهان مينوي) ما رخ ميدهد و سپس به جهان بيروني (گيتي)گسترش پيدا ميکند. اين نوزادي در حقيقت يک "سدره پوشی" درونی است و در اين گام "خودآفرينی"است که نوزاد بگونه نمادين از مراسم "سدره پوشی" بيروني که بوسيله يک موبد انجام ميگردد ميگزرد.

 

|+| نوشته شده توسط deljoo در پنجشنبه شانزدهم دی 1389  |
 کتاب آسمانی
ازجهانگير موبدگشتاسب اشيدری گاتها و تنها گاتها خوانندگان گرامی آنچه در گاتها بیان شده ، گفته زرتشت بر پایه خرد و بینش و نبوغ ذاتی اش که اهورامزدا به او ارزانی داشته و به او الهام شده می باشد . او نه مانند موسی عصائی را داشت و نه مانند عیسی مرده ای را زنده میکرد و نه مانند محمد شمس القمر نمود و نه معجزه میکرد و نه فرشته و ملائکه ای میانجی او و اهورا مزدا بود . آزادی گزینش و فرگشت و رسائی و پیشرفت، نخستین بنیاد آموزشی در گاتها ست که آموزش زرتشت راهنما و راهگشا و وجدان و خرد و آگاهی در آن بنیان این گزینش است و با استواری بر انجام آن پا فشاری شده است. انسان آزاد و آگاه ناگزیر به پزیرش آئینی که با خرد همسازی نبوده ندارد تا هر انسانی راه خویش را خود با آگاهی بیابد و برگزیند. غیر از این کوردینی و پی ورزی ببار می آورد که انگیزه پس ماندگی و ایستائی و جلوگیری از پیشرفت و خردمندی گشته و افزون بر آنها مایه بسیاری برخوردها و جنگها و کشتارها و داوریهای زیان بخش میگردد که آموزشهای زرتشت و فرهنگ اشائی و وهومنی یکسره از آن به دور است . شوربختانه در اوستا و دنباله های آن که پس از یورش تازیان با شتاب آراسته شدند و رنگ آئین های اهریمنی گرفتند از زبان ( مزدای) ساختگی و ایزدان دستیار او گفتارها و دستورهائی آفریده شد که پس از آن در بین زرتشتیان نمایان گردید بویژه در بین پارسیان هند فرمانهای آنها پزیرفته شدند . این گمراهی کم و بیش در بین موبدان آگاه به آموزشهای زرتشت تا چندی پیش بهنجار بود . از این روی من از آغاز و زمانیکه اینگونه لغزشهائی را که در برداشتهای پژوهشگران دریافتم این پیشنهاد بنیادین را یادآوری نمودم که ( گاتها) و تنها ( گاتها) از آن ما زرتشتیان است ولاغیر . که در پندارهای نادرست برخی از نویسندگان و گویندگان که از آئین راستین زرتشت آگاهی درستی نداشتند به یاوه گوئیو کژاندیشی پرداختند فراوان بودند. من که در سالهای اخیر که با گاتها سرگرم بوده ام مرا پا برجا ساخته است که این لغزشها از برداشتهای نادرستی است که از دین اوستائی و دنباله فراوان آن چون اردی ویرافنامه ، دینکرد، بندهش و غیره .
|+| نوشته شده توسط deljoo در چهارشنبه پانزدهم دی 1389  |
 شهریار روشنایی

به نام پروردگار دانا ٬  توانا ومهربان
دیرگاهی است حنجره نیکوسرای طلاییت سروش شروه های عشق رادرژرفای وجودمان زمزمه می کند دریای مهر جوشانت را سرازیر جانهایمان کرده ای وسخن دل می سرایی که این چنین بر دلها نشسته است دوستت داریم ای مهربان نیک اندیش نیک رفتار.....تو ای عزیز  ترنم ترانه های سازندگیت ساز زندگیمان راکوک کرده و سراسر تازگی آفریده است ونیکنامیت راپرنده های آسمان عشق همواره به آوای بلند سروده اند.  همیشه بااندوه آهنگهایت از درون گریسته ایم هنگامی که از کار و تلاش عشق وحسرت واز دین  ووطن می سرایی...به خود میبالیم ازاین هنر واین  شهریارهنرمند محبت پیشه شیر دل پولادپای  امیدوار ایرانسرا ی  جهان اندیش...همواره در پی سرایش چکامه ای برای تو بوده ام اکنون کوتاه چامه گونهایی  سروده ام که ایکاش فرصت خواندن از گلوی نازنین تورا می یافتند تا همه پارسی گویان وبویژه گرامیان هموطن دراحساس من بایاری تو شریک شوند .   ..

خدایا همه نیکنامان به نام تواند        همه تشنگان گردجام تواند                           

خدایا مرا نام نیکو نما                     جهان راسراسر به یکسو نما        

همان سوی نیکویی وراستی              همان دوری از کژی وکاستی   

همانسان که گفتی به روزنخست          اشا را به پیغمبرت زردهشت                         

واینک چامه بلندبه سبک نو   اگر رخصت دهی با هم این اوای دل را به واپسین خنیاگر سروش محبت -عشق وراستی   بزرگ پادشاه عدل وداد  سوشیانت پیروزگر   ونخستین نگارشگر حقوق بشر پادشاه مهر وخرد کوروش کبیر  وبزرگ معمار ایران نوین  رضا شاه کبیر  هدیه نماییم .

من به اندازه یک تنهایی تنهایم

من به اندازه یک دلتنگی دلتنگم

من به اندازه یک فلفل تفتیده داغ

من به اندازه گنجشک سرمزرعه مهرووفا تنهایم

من از این واژه پر شورش دل

که ازآن جزغم واندوه وپریشانی ودرد

عایدی نیست بشررا به یقین    بیزارم

گرچه با سوزش دل بیدارم

یاکه در دلشدگی باهمه شبزدگی هشیارم

من به همدوشی یک یار به دهلیز زمان خواهم زد

خواهم آورد به تاریکی اهریمن بدکیش فروغ جاوید

برکویر دل غمبار  غبارآلوده 

بذر شیرین محبت کارم

خواهم افکند به جریان زغروبی پر سیمین سیمرغ

چشمه سار سخن کیش اشایی اهورا  به بلندای سپید سبلان تابه دشت خورشید

تا فراسوی خزر واز آنجا به فرودست جنوب

چه بگویم شاید   تا سراپرده آن دیوسپید...

بال بگشا بسرای ازلب نی آمدن هد هد شیرین گفتار

زیرا من...

زورقی ساخته ام بادبانی دارد به بلندای سپهر

خواهم انداخت به شهنامه فرزانه توس

گوهرین واژه  عرفان  گل نیلوفر حکمت چینم.

کاوه رایادکنم...

در فراسوی زمان یاری از رستم پیل افکن زابل گیرم.

یاد رویین تن اسفند به هفتم خوانش

گذری بر لب حوض زرتشت

نایی از حنجره پاک سپیتمان بزرگ

سبدی عاطفه  انبانی مهر

یاریم کن به شتاب با هم این زورق بشکسته به ساحل ببریم.

تا من این نغمه دگر نسرایم.

من به همراه نسیمی یک صبح

هجرتی خواهم کرد

به دیاری که درآنجا سخن ازفاصله نیست

صحبت ازنزدیکی است

سخن ازکوچ مصفای دل ازتاریکی است    ...               

من به همراه تویکپارچه کوچیم از این ما ومنی 

همصدا درگذرازمزرعه سبزسکوت

گذراز هیمه اوهام وخیال

نظری برسبد خالی وسیمای پراندوه زمان اندازیم.

بذر نیلوفرزیبای خرد ازسفرخاطره بربستر دریا فکنیم.

نغمه ای سازکنیم ازدل موسیقی عرفان وخرد

باهم آغازکنیم غسل تعمید مسیحا نفس مرغ سحر

بشتابیم به پالایش هردیده به اشک سحری

وبه بالافکنیم  دامن همت  و ازکوچه رندی گذریم.

به سراپرده مهر پدری چنگ زنیم وبه آغوش سپیدمادر

آریوبرزنوار  دل پرازمهر اهورا و وطن سینه آکنده به کین خواهی پرواز پدر

رو به سوی سیمرغ ...وفریدون زمان

چون هنوز آوای هدهد ازپس قاف این بلندین قله افسانه می آید

نگاه حسرت آلودش غروبی درفراسوی پرسیمرغ می پوید...واما من...

تورا می خوانم ومی گویمت هردم

بزن دستان پیوندت به دستانم گره تا گل برافشانیم ‘گریبان چاک وطرحی نو دراندازیم.

توای اکسیژن ای اکسیر جان افزا

بیا درآتش هیدروژن جانم چوققنوس روشنی افروز  وناگه ازمیان برخیز

زبالا بنگراین آب گوارا  را که از سوز من وتو جاری اندر کوهساران شد

                خرامان سوی دشت تشنه و نیزار خشکیده‘به دیواربلند نامرادیهای یاران شد.

به نرمی پا به پای پرتو رخشان خورشید جهان افروز  

فروغ فرخ تابنده بر مهر اهورا شد.

به جنگل شد به دریا شد

هم اینجا شد هم آنجا شد  همه خاک اهورا شد...

بازمی گویمت ای یار به آواز بلند پرواز

مهربان بودی وفارغ ز جهان بودی وهم نام ونشان

نگران بودی وسنگین وگران بودی وازنسل خزان

چون چنین بودی وبامن بودی٬ سفر دیر مغان کرد دلم‘گذر از هردوجهان کرد دلم.

 خاک پاک پای آریوبرزن ٬سورنا٬ رستم فرخزاد‘بابک خرمدین  وهزاران  دلاورگمنام و پادشاه خردمندوطن –دلجو  ایرانی

 

|+| نوشته شده توسط deljoo در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389  |
 مزداپرست انساندوست

من یک زرتشتی مزداپرستم


اشوزرتشت از مزدا می پرسد
 
ای مزدا کی راستی و پاکی و پارسایی و کشوری پر از کشتزارهای گسترده همراه با خانمان خوب وآباد                                                                                                                                         پدیدار خواهد شد ؟...
من یک زرتشتی مزدا پرست هستم . با آگاهی ، بینش و خرد خود دین ام را انتخاب کرده ام . از خداوند سپاس گزارم که راه راست را به من نشان داد . دانش ، چراغ راهم شد تا شناخت  خود را کامل کنم و باورم را بر پایه های استوار اندیشه های اهورایی بنا نهم . با کنجکاوی ، بیشتر و بیشتر جستم تا سرانجام اندیشه ی نیک ، گفتار نیک و کردار نیک را برگزیدم .
     
اهورامزدا - خداوند جان وخرد - را می پرستم . آفریده های او را  ستایش می کنم . به در گاهش نماز می برم و از او می خواهم تا یاری ام کند که تندرست ، شاد و برای دیگران سودمند باشم . برای آبادی و سربلندی سرزمین ام  از هیچ کوششی دریغ نورزم . به انسان ، طبیعت و هرآنچه را که او آفریده ، با دیده ی احترام بنگرم. .

با اهریمن درون و بیرون به مبارزه بر می خیزم و معتقدم که سرانجام پیروزی ازآن راستی است و دروغ در ژرفای جهنم ، به گور خواهد رفت و نور اهورایی  سراسر زندگی را فرا خواهد گرفت.
به وظیفه های انسانی ، اجتماعی و دینی ام آگاهم و از درگاه خداوند یکتا و بی همتا می خواهم که یاری ام کند تا به آن ها رفتار کنم ، چرا که راه رستگاری همانا ایمان اندیشمندانه و انجام کردارهای اهورایی است .
برابری همه ی مردم و آزادی گزینش از پایه های دین زرتشتی است . به برابری ایمان دارم و ارزش آزادی را درک می کنم . در اوستای روزانه که می خوانم همه ی نیکان و وهان (بهترین های) هفت کشور زمین (جهان) را می ستایم و آرزو می کنم با همه نیک منشان همازور شوم.
باور دارم آب ، باد (هوا) ، خاک و آتش را باید پاک نگه دارم . باوردارم زن و مرد برابرند ، خانواده ارج ویژه ای دارد ، سلامت جامعه در گرو سلامت خانواده و این مهم نتیجه ی برابری وحقوق مساوی زن ومرد است.  

دانش را دوست دارم وآن را دوست و در خدمت بشر برای پیشرفت می بینم . شادمانی ام این است که دیگران را آگاه گردانم  هر بار که سرود اشم وهو را می خوانم به خود می بالم که پیامبرم گفته : « خرسندی و خوشبختی از آن کسی است که خواهان خوشبختی دیگران  باشد.
اشوزرتشت به من گفته : " دانا نیک را برمی گزیند و نادان بد را"
 
نیکی آن است که خردمند با اندیشه ی نیک بر می گزیند ، و نادان به سبب جهل اش از آن بی بهره است . جهل ونادانی نابود شدنی است . اگر دانش مینویی را گسترش دهم ، جهل و جنگ و جدایی و فقر از زندگی دور خواهد شد و به جای آن نیکویی و پرباری خواهد نشست ، پس می کوشم در راه آموختن وآموزش دادن . چرا که می دانم انسان ها اگر دانا شوند ، توانا خواهند شد.  
کار را دوست دارم . ثروت و سرمایه ی واقعی کار است . زندگی بی کار به مانند انسان بی روح است سازندگی و آبادانی در پی کاری که همراه با عشق و علاقه باشد ، می آید . کار را شادی آفرین می دانم . به کارم عشق می ورزم . و سربلندم که از دسترنج خود زندگی همراه با آرامشی دارم و بی هیچ زیاده خواهی و از راه صرفه جویی به ناتوانان و بینوایان هم کمک می کنم.

من ایرانی زرتشتی ام . میهن ام را دوست دارم و در آبادانی و سرافرازی اش از هیج کوشش و فداکاری دریغ نمی ورزم ، حتی حاضرم جانم را در راه وطن بدهم . همه ی هم میهنانم را با هر دین و آیینی دوست دارم . فرهنگ ایرانی را که برخاسته از هوش سرشار و اخلاق مهرآگین ایرانی است ، با جان ودل پذیرفته ام و بر این باورم که این فرهنگ هم  کوروش جهانی شد  اکنون نیز این قابلیت را دارد. همانگونه که در زمان
 
همه ی این ویژگی های اخلاقی را از پیام های اشوزرتشت یاد گرفته ام.  
گونه های گوناگون نابسامانی ها ، رنج ها و سختی ها را به جان خریدم  به امید روزگار نیک و زندگی بهتر و می دانم که به آن خواهم رسید.

اگر تاریخ را بخوانید می بینید که بسیار سختی کشیده ام ، ولی به طور معجزه آسایی بر جای هستم و در شگفتم از این که چگونه هنوز زنده ام ! این زندگی بی گمان به سادگی به دست نیامده . امروز که بشریت پیشرفت های چشمگیری کرده و دانایی اش بیشتر شده ، من هم حق دارم بهترین ها را بخواهم . حق دارم که از باورهایم دفاع کنم ، 
باورهایم را دوست دارم و به آن عشق می ورزم .   همان طور که من به اندیشه و باور دیگران احترام می گذارم ، دوست دارم نزد دیگران عزت و ارج داشته باشم ، تنها برای انسان بودنم. به گواهی تاریخ نقش دین و نیاکان فرزانه ام درفروزش فرزانگی جهان  بی تردید انکارناپذیراست.   آرزو دارم خداوند به تمام انسان ها توانایی درک آزادی اندیشه و عقیده را عنایت بفرماید.
"خداوندا بشود ماراازکسانی سازی که این زندگی راتازه می کنند."

 

|+| نوشته شده توسط deljoo در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389  |
 گذر ازهردوجهان

به نام پروردگار دانا   توانا ومهربان
دیرگاهی است حنجره نیکوسرای طلاییت سروش شروه های عشق رادرژرفای وجودمان زمزمه می کند دریای مهر جوشانت را سرازیر جانهایمان کرده ای وسخن دل می سرایی که این چنین بر دلها نشسته است دوستت داریم ای مهربان نیک اندیش نیک رفتار.....تو ای عزیز  ترنم ترانه های سازندگیت ساز زندگیمان راکوک کرده و سراسر تازگی آفریده است ونیکنامیت راپرنده های آسمان عشق همواره به آوای بلند سروده اند.  همیشه بااندوه آهنگهایت از درون گریسته ایم هنگامی که از کار و تلاش عشق وحسرت واز دین  ووطن می سرایی...به خود میبالیم ازاین هنر واین هنرمند محبت پیشه شیر دل ایرانسرا ی  جهان اندیش..همواره در پی سرایش چکامه ای برای تو بوده ام اکنون کوتاه چامه گونهایی  سروده ام که ایکاش فرصت خواندن از گلوی نازنین تورا می یافتند تا همه پارسی گویان وبویژه گرامیان هموطن دراحساس من بایاری تو شریک شوند .   ..

خدایا همه نیکنامان به نام تواند        همه تشنگان گردجام تواند        خدایا مرا نام نیکو نما       جهان راسراسر به یکسو نما           همان سوی نیکویی وراستی      همان دوری از کژی وکاستی      همانسان که گفتی به روز نخست     اشا رابه پیغمبرت زردهشت.

واینک چامه بلندبه سبک نو   اگر رخصت دهی با هم این اوای دل را به واپسین خنیاگر سروش محبت -عشق وراستی   بزرگ پادشاه عدل وداد  سوشیانت موعود   ونخستین نگارشگر حقوق بشر پادشاه مهر وخرد کوروش کبیرهدیه نماییم .

من به اندازه یک تنهایی تنهایم

من به اندازه یک دلتنگی دلتنگم

من به اندازه یک فلفل تفتیده داغ

من به اندازه گنجشک سرمزرعه مهرووفا تنهایم

من از این واژه پر شورش دل

که ازآن جزغم واندوه وپریشانی ودرد

عایدی نیست بشررا به یقین بیزارم

گرچه با سوزش دل بیدارم

یاکه در دلشدگی باهمه شبزدگی هشیارم

من به همدوشی یک یار به دهلیز زمان خواهم زد

خواهم آورد به تاریکی اهریمن بدکیش فروغ جاوید

برکویر دل غمبار  غبارآلوده 

بذر شیرین محبت کارم

خواهم افکند به جریان زغروبی پر سیمین سیمرغ

چشمه سار سخن کیش اشایی اهورابه بلندای سپید سبلان تابه دشت خورشید

تا فراسوی خزر واز آنجا به فرودست جنوب

چه بگویم شاید   تا سراپرده آن دیوسپید...

بال بگشا بسرای ازلب نی آمدن هد هد شیرین گفتار

زیرا من...

زورقی ساخته ام بادبانی دارد به بلندای سپهر

خواهم انداخت به شهنامه فرزانه توس

گوهرین واژه  عرفان  گل نیلوفر حکمت چینم.

در فراسوی زمان یاری از رستم پیل افکن زابل گیرم.

یاد رویین تن اسفند به هفتم خوانش

گذری بر لب حوض زرتشت

نایی از حنجره پاک سپیتمان بزرگ

سبدی عاطفه  انبانی مهر

یاریم کن به شتاب با هم این زورق بشکسته به ساحل ببریم.

تا من این نغمه دگر نسرایم.

من به همراه نسیمی یک صبح

هجرتی خواهم کرد

به دیاری که درآنجا سخن ازفاصله نیست

صحبت ازنزدیکی است

سخن ازکوچ مصفای دل ازتاریکی است    ...               

من به همراه تویکپارچه کوچیم از این ما ومنی 

همصدا درگذرازمزرعه سبزسکوت

گذراز هیمه اوهام وخیال

نظری برسبد خالی وسیمای پراندوه زمان اندازیم.

بذر نیلوفرزیبای خرد ازسفرخاطره بربستر دریا فکنیم.

نغمه ای سازکنیم ازدل موسیقی عرفان وخرد

باهم آغازکنیم غسل تعمید مسیحا نفس مرغ سحر

بشتابیم به پالایش هردیده به اشک سحری

وبه بالافکنیم  دامن همت  و ازکوچه رندی گذریم.

مهربان بامن باش

نازنین با من باش

گرتوبامن باشی گذر از هردوجهان خواهم کرد.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط deljoo در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389  |
 
 
بالا